به نام زندگی بخش
نمیدانم این چه رسمیست خدایا .... که روزگار آورده است بر سر ماها
همه در این موقع از توگویندو بدیت رواست....حتی من در شکم ولی دانم اشتباست
عذر خواهم به درگاهت ای جان آفرین من....ببین دلتنگی های این روزگار من
در جلوی من از کسی گویند که از اویم ولی دانم .... گیرند جواب از سوی پروردگارم
من ندانم که چه کرده است در غیاب ماها .... ولی نیست بر تو نهان آن کارها
به من گفتس که گیر گرگان فتادس .... نمی دانم که کدام حرفا صادقانس
اگر هم دانم چاره ای نیس جز مسکون ماندن.... چون اوست بزرگ من و احترام به جا داشتن
همه در این لحظه مبهوتو نا باور فتاده ایم....ولی باید چاره ها از بر مشکل ساخته ایم
هر چه کنم ندارم کس از دو طرف جز دوتایی که دارم....از ورم عشق و خاندان و از بالا تو دارم
:: بازدید از این مطلب : 273
|
امتیاز مطلب : 123
|
تعداد امتیازدهندگان : 26
|
مجموع امتیاز : 26